close
نازچت
حضرت علی (ع)اماده شهادت
loading...

سایت مغانشابو

علی(ع) آماده شهادت در آن شب موعود امیر فضیلت ها، گاه و بی گاه از اطاق خویش بیرون می رفت و نظری بر آسمان می افکند. فرمود: «به خدای سوگند این همان…

پست ثابت

 

حضرت علی (ع)اماده شهادت

علی(ع) آماده شهادت


در آن شب موعود امیر فضیلت ها، گاه و بی گاه از اطاق خویش بیرون می رفت و نظری بر آسمان می افکند. فرمود: «به خدای سوگند این همان شبی است که آموزگار مجربم، رسول خدا به من وعده داده است». گاهی زمزمه استغفار بر لب داشت و گاهی تلاوت «یس» می کرد. آن شب به نماز و راز و نیاز علی(ع) با شب های دیگر فرق می کرد. می گفت: اللّهُمَّ بَارِکْ لِیَ الْمَوْتَ؛ خداوندا، مرگ را بر من مبارک گردان. لحظه ای خواب چشمانش را فرا گرفت. او آن حالت را چنین توصیف می کند: «در آن حال رسول خدا(ص) را در عالم رؤیا دیدم. عرض کردم چه بسیار کارشکنی ها و لجاجت و دشمنی ها که از امتت دیدم! فرمود: آنها را نفرین کن. گفتم: خدا بهتر از آنان را به من بدهد و به جای من شخص بدی را بر آنها مسلط کند».



در خانه ام کلثوم






























رمضان بود و شب نوزدهم امّ کلثوم کنار پدرش
سفره گسترد به افطارِ علی شیر و نان و نمک آورد بَرَش
علی آن مرد مناجات و نماز چون که افتاد به آنها نظرش
چشمه های غم او جوشان شد ریخت زان منظره اشک از بصرش
گفت در سفره من کی دیدی دو خورش یا که از آن بیشترش
نمک و شیر، یکی را برگیر بفکن بهر پدر، آن دگرش


حرکت علی(ع) به سوی مسجد کوفه


مقتدای حق جویان برای نماز آماده رفتن به مسجد است. اما تو گویی همه ی ذرات هستی می گویند مولا، امشب به مسجد مرو. مرغابیان نالان و پرزنان گرد او را گرفته اند. علی(ع) نگاهی به آنان می کند و می فرماید: «نیست خدایی مگر خدای یگانه. صیحه هایی که در پی آن نوحه سرایی ها خواهد بود و فردا قضا و قدر الهی ظاهر می شود». علی(ع) به راه خویش ادامه می دهد؛ ولی این بار، قلابِ درْ کمربندش را می گیرد. او نیز فهمیده است که امشب چه اتفاقی قرار است که بیفتد. مولا کمربندش را محکم می کند و شعری بدین مضمون می خواند: «هان ای فرزند ابوطالب! کمر خویش را برای مرگ محکم بند؛ زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد و از مرگ آن گاه که به سوی تو آید فریاد مکن» و دیگر بار زمزمه کرد: «خداوندا مرگ را بر ما سعادت مندانه ساز و دیدارت را بر ما مبارک گردان».


علی(ع) در مسجد کوفه


امیرالمؤمنین علی(ع) با شتاب به سمت مسجد حرکت می کند. حسن(ع) را که برای حفاظت پدر به دنبال او آمده بر می گرداند. وارد مسجد می شود و در تاریکی، چند رکعتی نماز به جا می آورد و آنگاه بر بام مسجد می رود و بانگ اذان سر می دهد. اذانی که در سایه همت و رشادت مردانه او این سان شکوه و جلال یافته است. پس از آن از مأذنه به زیر می آید و در صحن مسجد با بانگ الصلوة، الصلوة، خفتگان را برای نماز بیدار می کند.


علی(ع) در محراب شهادت


علی(ع) اینک به نماز نافله فجر ایستاده است. اما این نماز حال و هوای دیگری دارد. رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. علی(ع) او را به معراج می برد. لحظه موعود فرا رسیده است. همین که سر از سجده رکعت اول بر می دارد «شبیبن بحره»، آهنگ قتل آن حضرت می کرد. اما شمشیر او به طاق اصابت کرد و خطا نمود. ابن ملجم مرادی، تیره روزترینِ مردمان که در تاریک اندیشی و فضیلت سوزی گوی سبقت ربوده بود، به آن حضرت نزدیک می شود و شمشیر زهرآلود خود را بر فرق مبارک آن رهبر آزاده فرود می آورد؛ ضربتی که به جای زخم عمروبن عبدود می نشیند و تا جای سجده را می شکافد. آن ضربت دین را از وجود علی(ع)، محروم کرد. انسانیت را در سوگ رهبری والا نشاند و عدالت را بی مقتدا ساخت.


فُزْتُ و رَبِّ الْکَعْبَة


مسجد کوفه، آن شب نظاره گر آخرین مناجات و نماز مولای پارسایان بود. علی(ع) دیگر خود را آزاد می دید. به آستانه وصال رسیده بود. دیگر از رنج ها و دردهایی که مردمان نابکار برای او آفریده بودندر هایی می یافت. آری وعده ای که به او داده بودند تحقق پیدا کرده بود. پس همین که ضربه آن دشمن پاکی ها بر فرق او فرود آمد سر برداشت و در حالی که چشم به آسمان دوخته بود فریاد کرد: بِسْمِ اللّهِ وَبِاْاللّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزتُ و رَبِّ الْکَعْبَة؛ به پروردگار کعبه سوگند که رستگار و کامروا شدم».


ندای جبرئیل


شگفتی این است که پس از فرود آمدن تیغِ حق ستیز ابن ملجم، فرشته وحی در حالی که علی(ع) هنوز از عالم خاک عروج نکرده بود، شهادت او را اعلام داشت و آه و ناله فرشتگان در آسمان ها طنین افکند. بادی تیره وزیدن گرفت و جبرئیل بی امان فریاد برآورد: به خدای سوگند که پایه های هدایت فرو ریخت. به خدای سوگند که ستارگان آسمان تیره و تار شدند. پرچم ها و نشانه های پرواپیشگی از میان برداشته شد. پسرعموی گران قدر پیامبر و جانشین راستین و برگزیده او، علی مرتضی، کشته شد».


سفارش حضرت علی (ع) در مورد ابن ملجم


مردم با دیدن این منظره هجوم آوردند و ابن ملجم را گرفتند و به نزد علی (ع) بردند. علی (ع) چشمانش را گشود. با صدای ضعیف اما با یک دنیا مهربانی و لطف رو به او کرد و گفت: ای ابن ملجم، آیا به تو مهربانی نکردم؟... آیا برای تو امام بدی بودم تا مرا این گونه پاداش دهی؟ ...».


آنگاه رو به فرزند ماتم زده اش حسن(ع) کرد و فرمود: «پسرم، با اسیر خود مدارا کن و شفقت و مهربانی پیش گیر... ما از اهل بیت رحمت و مغفرتیم. از آنچه خود می خوری به او بخوران و از آنچه می آشامی به او بنوشان. اگر من از دنیا رفتم با یک ضربه او را قصاص کن و اگر زنده ماندم خود می دانم که با او چه کنم و من به عفو سزاوارترم».









به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

نبی بازدید : 397 پنجشنبه 19 مرداد 1391 زمان : 23:27 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط مرادی در تاریخ 1391/5/20 و 6:30 دقیقه ارسال شده است

لیله القدر خیر من الف شهر - ضمن گرامیداشت شبهای گرانسنگ وبا ارزش قدر وتسلیت شهادت امام علی (ع) ،مطلب بسیار خوب وارزشمندی بود واز اینکه به توصیه این برادرت عمل کردی بسیار سپاسگزارم وامیدوارم در این ماه رحمت از برکات شبهای عزیز قدر بهره مند ودر روز حشر موردشفاعت مولای پارسایان واقع شوید . انشاالله البته مقصود بنده فقط نوشتن مطلب در رابطه با شهادت حضرت علی (ع) نبود بلکه میخواستم هم در رابطه با شبهای قدر مطلب بگذارید وهم شهادت آن حضرت . چون حیف است در وب سایت مردم مسلمان از اینگونه مناسبتهای مهم وبا اهمیت غفلت شود . موفق باشید

سلام علیم جناب اقای مرادی عزیز چشم مطالبی هم در باره شبهای نوارنی قدر را هم برای شما ومردم عزیز ایران اسلامی قرار خواهم داد


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    مسلمان عزیز ایران اسلامی شعار ما درباره فیلم توهین امیز امریکا به پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد رسوالله ص





    شما طرفدار کدام تیم هستید






    نظر شمادرباره مطالب این سایت چیه



    n

     نقاشی ایرانی

    شعر بلوچی

    ای بلــوچســتان منــــي مـاتيـــن وطـــن 

                       نــــدرون په آ تهــــي دشـــت و دمـــن                  

    تهــــي راهـــــا وتـــي جــانا كــربــا نكــنن

    هــرجا تهــي نام ببيت اودا زرشان كــنن

    تــو مني ساء بدل تــو منــي عشك و وفا
     
     تو مني واب و حيال هجبر نبن چه تو جدا

    اي بلــوچســــتان منــي مــاتيـــن وطـــن

                      نــدرون پـــه آ تهـــي دشـــــت و دمـــــن                  

    اي منــــي دوســـــتان دلگــــوش كــنيت

    بگـــض و كينــــگا چــــــه وت دور كــــنت

    مـــا چـــه ايـــران زمـــين نهـــــين جــــدا

    وتـــــي جـــانـا پـــه اي ملـكا كــنن پــــدا

    اگـــــن مــــا جـــا جــاگــــيا نشــتگــــينت

     دائــــما گـــــون بلـوچــــا هــم گــوپكـننت

    مي ســـــنگت و دوســــــــتان مهــربانتت

     هـــــر جـــــا بننـدنت مـــي همــــزبـــانت

    مهـــرداد و ســــهيل و ابـــرام می براسان

    نشــتگــتو و ســاکننددر ملــک خــراســان

    چهــــــــا ملك كويتا مــي ســــتار جـــــان

    ندرو کربانت وتی قوم و راجان 

    په ملك چهــبارا اســـتاد اميــد بي وسنت

    بــاز مهـــربانتت وت گــوشي بـــي كسنت

    لا تحزن

    فلش ویژه رمضان
    فلش ویژه رمضان
    ویژه ـ نشید
    سایت مقام معظم رهبری

    سایت ریاست محترم جمهوری

    پایگاه اطلاع رسانی دولت

    جدید ترین خبرها

     

    رتبه سایت
    لگوی سایت مغانشابو

    سایت مغانشابو


    جهت حمایت از سایت لگوی ما را در سایت خود قرار بدید

    وبلاگ-کد لوگو و بنر

    آمار سایت
  • کل مطالب : 290
  • کل نظرات : 219
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1582
  • آی پی امروز : 34
  • آی پی دیروز : 59
  • بازدید امروز : 92
  • باردید دیروز : 170
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 15
  • بازدید هفته : 782
  • بازدید ماه : 2,283
  • بازدید سال : 38,750
  • بازدید کلی : 945,480
  • قران انلاین
    قرآن آنلاین
    دل

    نشد يك لحظه از يادت جدا دل

    زهي دل ، آفرين دل، مرحبادل

    زدستش يكدم آسايش ندارم

    نميدانم چه بايد كرد با دل

    هزار بار منعش كردم از عشق

    مگر برگشت از راه خطا دل

    به چشمانت مرا دل مبتلا كرد

    فلاكت دل ، مصيبت دل، بلا دل

    از اين دل داد من بستان خدايا

    زدستش تا به كي گويم خدا دل

    درون سينه آهي هم ندارد

    ستمكش دل ، پريشان دل، گدا دل

    به تاري گردنش را بسته زلفت

    فقيروعاجزو بي دست و پا دل

    بشد خاك و زكويت برنخيزد

    زهي ثابت قدم دل باوفا دل

    زعقل و دل دگر از من مپرسيد

    چو عشق آمد كجاعقل و كجا دل

    تواي عاشق زدل نالي دل از تو

    حياكن ياتو ساكت باش يادل

     

    جدول لیگ برتر ایران
    گلچین نعت

    گلچينی از بهترين سرودهای اسلامی از خوانندگان جهان اسلام

    بلوچانی زبان

    بَــــلــوْچـانی زُبـان

    روستای سبیلان نوین

    روستای سبیلان نوین